پادشاهی که ساخت؛ رژیمی که نابود میکند
به یاد محمدرضا شاه پهلوی در ۲۷ ژوئیه
در ۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰، محمدرضا شاه پهلوی در تبعید و در قاهره درگذشت؛ پادشاهی بیسرزمین که دور از خاکی به خاک سپرده شد که تمام عمرش را صرف آبادانی و سربلندی آن کرده بود.
چهلوشش سال بعد، همان سرزمین به او پاسخ میدهد. در خیابانهای اصفهان، رشت، مشهد و تهران، نسلی که دههها پس از مرگ او به دنیا آمده، پرچم شیر و خورشید را بالا میبرد و دو واژهای را فریاد میزند که نسل پدربزرگها و مادربزرگهایشان زمانی آن را بدیهی میدانست: جاوید شاه.
این مقاله، پاسخ ما به این پرسش است که چرا.
مرگ در تبعید، بازگشت در میهن
شاه بر اثر سرطان درگذشت؛ در حالی که از کشوری به کشور دیگر رانده میشد، متحدانش او را تنها گذاشته بودند و کسانی که جانشینش شدند، از همان روزها زندانها و گورستانها را پر میکردند.
انور سادات، رئیسجمهور مصر، تقریباً تنها رهبر جهان بود که برای او مراسم تشییع رسمی برگزار کرد و آرامگاهی در مسجد الرفاعی قاهره در اختیارش گذاشت.
جمهوری اسلامی جشن گرفت. گمان میکرد نهتنها یک انسان، بلکه یک اندیشه را نیز به خاک سپرده است: اندیشهٔ ایرانی مدرن، سربلند و مستقل.
اما نه آن مرد فراموش شد و نه آن اندیشه از میان رفت.
امروز دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاهی که شاه در سال ۱۹۶۶ با نام «دانشگاه صنعتی آریامهر» بنیان گذاشت، خواهان بازگرداندن نام پیشین آن هستند. دانشجویان دانشگاه الزهرا نیز میخواهند نام «دانشگاه فرح پهلوی» دوباره بر این دانشگاه نهاده شود؛ آنگونه که ایران اینترنشنال در فوریهٔ ۲۰۲۶ گزارش داد.
چنین خاطرهای را نمیتوان ساخت یا جعل کرد؛ باید آن را به دست آورد. و شاه آن را به دشوارترین شکل ممکن به دست آورد: با ساختن.
آنچه شاه واقعاً ساخت
شعارهای هر دو طرف را کنار بگذاریم. آنچه در ادامه میآید، کارنامهٔ مستند ایران در فاصلهٔ سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۷۹ است؛ بر اساس منابع دانشگاهی شناختهشدهای مانند کتاب شاه نوشتهٔ عباس میلانی، زندگی و زمانهٔ شاه نوشتهٔ غلامرضا افخمی، توسعهٔ اقتصادی ایران، ۱۹۰۰ تا ۱۹۷۰ نوشتهٔ جولیان بهاریه، آموزش و شکلگیری ایران مدرن نوشتهٔ دیوید مناشری، آمارهای رسمی سرشماری ایران و دادههای بانک جهانی.
آموزش
تعداد دانشجویان دانشگاهها از حدود ۱۴ هزار و ۵۰۰ نفر در سال ۱۹۵۳، به حدود ۱۵۴ تا ۱۸۵ هزار نفر در سالهای ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ رسید. افزون بر این، بین ۸۰ تا ۱۰۰ هزار دانشجوی ایرانی نیز در خارج از کشور تحصیل میکردند؛ بهگونهای که ایرانیان بزرگترین جامعهٔ دانشجویان خارجی در ایالات متحده را تشکیل میدادند.
شاه دانشگاه صنعتی آریامهر، دانشگاه پهلوی شیراز، دانشگاه ملی ایران، پلیتکنیک تهران و دانشگاه آزاد ایران را بنیان گذاشت یا متحول کرد. دانشگاه آزاد ایران نیز یکی از نخستین دانشگاههای آموزش از راه دور در آسیا بود.
دانشگاههای تبریز، مشهد، اصفهان و جندیشاپور نیز در همین دوران توسعه یافتند.
سپاه دانش بیش از ۱۰۰ هزار جوان مشمول خدمت را بهعنوان آموزگار به روستاها فرستاد و به میلیونها ایرانی خواندن و نوشتن آموخت. نرخ باسوادی در سراسر کشور از حدود ۱۵ تا ۱۷ درصد در سال ۱۹۵۶، به نزدیک ۵۰ درصد در سال ۱۹۷۶ رسید.
از سال ۱۹۷۴ نیز آموزش تا پایان دانشگاه رایگان اعلام شد.
بهداشت
میانگین امید به زندگی از حدود ۴۰ تا ۴۶ سال، به نزدیک ۵۷ سال افزایش یافت.
مالاریا که قرنها جان ایرانیان را میگرفت، تا آستانهٔ ریشهکنی عقب رانده شد. سپاه بهداشت نیز پزشک و خدمات درمانی را به روستاهایی برد که بسیاری از ساکنانشان تا آن زمان هرگز پزشکی از نزدیک ندیده بودند.
زنان
زنان در سال ۱۹۶۳ حق رأی و حق نامزدشدن در انتخابات را به دست آوردند.
قانون حمایت خانواده در سالهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۵، چندهمسری را محدود کرد و حقوق بیشتری در زمینهٔ طلاق و سرپرستی فرزندان به زنان داد. این قانون یکی از پیشروترین قوانین خانواده در جهان اسلام به شمار میرفت.
فرخرو پارسا در سال ۱۹۶۸ بهعنوان نخستین زن وزیر ایران منصوب شد؛ زنی که بعدها جمهوری اسلامی او را اعدام کرد.
در همان دوران، زنان ایرانی به مقامهایی چون قاضی، شهردار، سناتور و سفیر نیز رسیدند.
اقتصاد و صنعت
از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۶، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی ایران بهطور میانگین سالانه ۹ تا ۱۰ درصد بود؛ یکی از سریعترین دورههای رشد اقتصادی پایدار در جهان.
درآمد سرانه تقریباً ده برابر شد.
کارخانهٔ ذوبآهن اصفهان، مجتمعهای ماشینسازی اراک و تبریز، شرکت ملی صنایع پتروشیمی و خودروی پیکان - نخستین خودروی مردمی تولید انبوه در خاورمیانه - از دستاوردهای این دوره بودند.
سدهای امیرکبیر و دز، خط لولهٔ سراسری گاز ایران و شرکت هواپیمایی ایرانایر نیز در همین دوران توسعه یافتند. ایرانایر در آن زمان یکی از معتبرترین شرکتهای هواپیمایی جهان به شمار میرفت.
در سال ۱۹۷۳، ایران کنترل کامل صنعت نفت خود را به دست آورد.
در آن دوران، هر دلار آمریکا حدود ۷۰ ریال ارزش داشت.
همهٔ این مؤسسات و زیرساختها هنوز هم وجود دارند. جمهوری اسلامی ۴۷ سال است در خانهای زندگی میکند که شاه ساخت، در حالی که همچنان سازندهٔ آن را نفرین میکند.
طرحی که ناتمام ماند
آنچه ۲۷ ژوئیه را دردناک میکند، تنها چیزهایی نیست که از دست رفت؛ بلکه برنامههایی است که در میانهٔ راه متوقف شد.
شاه در کتاب به سوی تمدن بزرگ، منتشرشده در سال ۱۹۷۷، هدف خود را بهروشنی بیان کرده بود: ایران باید ظرف یک نسل به سطح زندگی کشورهای اروپای غربی میرسید.
در سال ۱۹۷۸ برنامههای مشخصی برای رسیدن به این هدف وجود داشت.
تولید ۲۳ هزار مگاوات انرژی هستهای تا دههٔ ۱۹۹۰
سازمان انرژی اتمی ایران در سال ۱۹۷۴ به مدیریت اکبر اعتماد تأسیس شد.
ساخت نیروگاه بوشهر با همکاری مهندسان آلمانی تا نیمه پیش رفته بود. ایران همچنین ۱۰ درصد از سهام کنسرسیوم غنیسازی اورودیف فرانسه را در اختیار داشت.
تمام این اقدامات بهصورت علنی و در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای انجام میشد؛ پیمانی که شاه در سال ۱۹۶۸ آن را امضا کرده بود.
رژیمی که پس از او روی کار آمد، این برنامهٔ صلحآمیز را به بهانهای برای اتهام تلاش جهت ساخت سلاح هستهای، تحریم و انزوای ایران تبدیل کرد.
متروی تهران
قرارداد ساخت متروی تهران در میانهٔ دههٔ ۱۹۷۰ با مهندسان فرانسوی بسته شده بود. این پروژه پس از انقلاب ۱۹۷۹ کنار گذاشته شد و با چند دهه تأخیر به بهرهبرداری رسید.
شکلگیری دولت رفاه
آموزش رایگان، غذای رایگان در مدارس، سهیمکردن کارکنان کارخانهها در مالکیت صنایع و برنامهریزی برای ایجاد بیمهٔ درمانی همگانی، بخشی از برنامههای در دست اجرا بود.
پروژههای بزرگ توسعهای
ساخت یک فرودگاه بینالمللی جدید برای تهران، بررسی راهآهن سریعالسیر، توسعهٔ مجتمع مس سرچشمه و گسترش صنایع آلومینیوم و گاز، همگی با هدف عبور اقتصاد ایران از وابستگی به نفت برنامهریزی شده بودند.
آن یک دههای که شاه درخواست کرده بود، هرگز در اختیارش قرار نگرفت.
همانگونه که بعدها با تلخی در تبعید نوشت، همهچیز در میانهٔ جمله قطع شد؛ و ایرانیان ۴۷ سال است که درون همان جملهٔ ناتمام زندگی میکنند.
به روایت خود او
محمدرضا شاه در اکتبر ۱۹۷۱، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد، جملهای گفت که تقریباً هر ایرانی آن را شنیده است:
«کوروش، آسوده بخواب، زیرا ما بیداریم.»
جمهوری اسلامی سالها این وعده را به تمسخر گرفت. اما در ژانویهٔ ۲۰۲۶، ایرانیان آن را به حقیقت تبدیل کردند.
شاه در کتاب پاسخ به تاریخ، که در روزهای پایانی زندگیاش نوشته شد، تصمیمی را توضیح داد که تاجوتختش را از او گرفت: اینکه چرا در سال ۱۹۷۸ حاضر نشد کاری را انجام دهد که خامنهای بعدها بدون تردید انجام داد.
«یک پادشاه نمیتواند با ریختن خون هممیهنانش تاجوتخت خود را حفظ کند؛ اما یک دیکتاتور میتواند، زیرا او به نام یک ایدئولوژی عمل میکند و باور دارد که آن ایدئولوژی باید به هر قیمتی پیروز شود.»
این جمله را دوبار بخوانید. سپس ببینید آن ایدئولوژی در ژانویهٔ ۲۰۲۶ با ایران چه کرد.
دروغهایی که یک جمهوری بر پایهٔ آنها بنا شد
مشروعیت جمهوری اسلامی بر تصویری از شاه بنا شده که او را دیکتاتوری بیرحم و خونریز معرفی میکند. اما این تصویر ساخته و پرداخته شده بود؛ و بخشی از شواهد این موضوع، از سخنان و اعترافات مخالفان سابق خود شاه به دست آمده است.
عباس میلانی در دههٔ ۱۹۷۰ یک انقلابی مارکسیست بود و در دوران شاه نیز زندانی شد. او نه در آن زمان پادشاهیخواه بود و نه امروز خود را پادشاهیخواه میداند.
میلانی سالها در آرشیوها تحقیق کرد و کتاب شاه را در سال ۲۰۱۱ نوشت. نتیجهای که بعدها در سخنرانیها و مصاحبههایش در دانشگاه استنفورد نیز تکرار کرد، این بود که مخالفان شاه، از جمله خود او، دربارهٔ شاه دروغهایی ساخته و منتشر کرده بودند.
آنها مدعی بودند که ۱۰۰ هزار زندانی سیاسی در ایران وجود دارد؛ در حالی که تعداد واقعی زندانیان سیاسی، حتی در اوج خود در سال ۱۹۷۵، حدود ۳ هزار تا ۳ هزار و ۵۰۰ نفر بود.
همچنین ادعا میکردند که ساواک دهها هزار نفر را کشته است؛ در حالی که تعداد مستند اعدامهای سیاسی در سراسر دوران پادشاهی شاه، در مجموع چند صد نفر بوده است.
عمادالدین باقی، پژوهشگری که با بنیاد شهید جمهوری اسلامی همکاری میکرد، مأمور شد آمار «۶۰ هزار شهید انقلاب» را بررسی کند.
نتیجهٔ تحقیقات او نشان داد که مجموع جانباختگان در فاصلهٔ سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۹ حدود ۳ هزار و ۱۶۴ نفر بوده است. از این تعداد، حدود ۲ هزار و ۷۸۱ نفر در جریان انقلاب سالهای ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ جان باخته بودند.
باقی نتایج تحقیقات خود را منتشر کرد و در مقابل، با حکم زندان روبهرو شد.
جمعهٔ سیاه، میدان ژاله؛ ۸ سپتامبر ۱۹۷۸
تبلیغات انقلابی مدعی بود که در میدان ژاله هزاران نفر و حتی ۱۵ هزار نفر کشته شدهاند.
اما بر اساس بررسی عمادالدین باقی از آرشیوهای بنیاد شهید، در آن روز ۸۸ نفر در سراسر تهران جان باختند که ۶۴ نفر از آنان در میدان ژاله کشته شدند.
مرگ تکتک آنان یک فاجعه بود، اما این رقم تنها بخش کوچکی از آماری بود که روحانیون انقلابی ادعا میکردند؛ و نیز بخش کوچکی از آنچه خود آنان در یک بعدازظهر سال ۲۰۲۶ انجام دادند.
سینما رکس آبادان؛ اوت ۱۹۷۸
در آتشسوزی سینما رکس، ۳۷۷ نفر زندهزنده سوختند. نیروهای انقلابی، ساواک را مسئول این جنایت معرفی کردند.
اما تحقیقات و دادگاههای بعدی نشان داد که اسلامگرایان افراطی سینما را به آتش کشیده بودند.
این حادثه همچنان یکی از فریبکارانهترین اتهامزنیهای خونین در تاریخ معاصر باقی مانده است: ایرانیان را زندهزنده سوزاندند و گناه آن را به گردن شاه انداختند تا خود به قدرت برسند.
این سخنان از سر دلتنگی و نوستالژی نیست؛ سخن از اعداد، اسناد آرشیوی و شهادت مخالفان سابق شاه است.
مقایسهای میان دو کارنامه
اکنون این دو کارنامه را کنار هم بگذارید: از یک سو پادشاهی که میگفت فرمانروا نباید برای حفظ قدرت خون هممیهنان خود را بریزد، و از سوی دیگر رژیمی که رهبرش دستور داد اعتراضات «به هر وسیلهٔ ممکن» سرکوب شود.
| موضوع | ایران دورهٔ پهلوی تا سال ۱۹۷۸ | جمهوری اسلامی امروز |
|---|---|---|
| ارزش ریال | هر دلار حدود ۷۰ ریال | ارزش هر دلار در بازار آزاد برای مدتی به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال رسید |
| کشتار مردم | حدود ۲ هزار و ۷۸۱ کشته در کل انقلاب ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹ | هزاران کشته تنها در دو روز، ۸ و ۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶؛ گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل از دستکم ۵ هزار و احتمالاً تا ۲۰ هزار کشته سخن گفت |
| اعدامها | مجموع اعدامهای سیاسی طی ۳۷ سال، چند صد نفر | دستکم هزار و ۶۳۹ اعدام تنها در سال ۲۰۲۵؛ یعنی روزانه چهار تا پنج اعدام |
| محل مصرف ثروت کشور | دانشگاه، سد، فولاد، سپاه دانش و آموزش رایگان | حزبالله، حماس، حوثیها، شبهنظامیان منطقه و برنامهٔ هستهای؛ در حالی که بیش از یکسوم ایرانیان زیر خط فقر قرار گرفتند |
| وضعیت زنان | حق رأی، قانون حمایت خانواده، حضور زنان در مقام وزیر و قاضی | گشت ارشاد، مرگ مهسا امینی و اعدام ۴۸ زن در سال ۲۰۲۵ |
| وضعیت جوانان | اعزام دهها هزار جوان برای تحصیل در خارج با هدف بازگشت و ساختن ایران | مهاجرت صدها هزار جوان، کشتهشدن در خیابانها یا اعدام در زندان قزلحصار |
او نیروگاه ساخت؛ آنها جوخهٔ اعدام ساختند. او نفت صادر کرد و دانشگاه وارد کرد؛ آنها ترور صادر میکنند و شبهنظامیان شیعه را برای تیراندازی به نوجوانان ایرانی به کشور میآورند. او در برابر اعتراضات، کشور را ترک کرد تا ایران را در خون غرق نکند؛ آنان اعتراضات را با مرگبارترین کشتار دو روزهٔ تاریخ معاصر ایران پاسخ دادند.
تمام استدلال همین است؛ و مردم ایران آن را بهتر از هر تاریخنگاری درک کردهاند.
انقلاب شیر و خورشید؛ رأی مردم
خیزشی که در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و ایرانیان خود آن را «انقلاب شیر و خورشید» نامیدند، کاری کرد که هیچ کتابی قادر به انجام آن نبود. وقتی ارزش ریال فروپاشید و بازارها تعطیل شدند، اعتراضات ظرف چند روز از مسئلهٔ نان و معیشت به مسئلهٔ هویت رسید:
«جاوید شاه»
«پهلوی برمیگرده»
«ما ملت کبیریم، ایران رو پس میگیریم»
از همایونشهر تا بابل، از دانشگاه شریف تا خیابانهای رشت، جایی که جوانان در بازار قدیمی به رگبار بسته شدند، پرچم ممنوعه و نام ممنوعه بار دیگر در کنار یکدیگر ظاهر شدند.
مادران کشتهشدگان برای تجمعهای ایرانیان خارج از کشور در مونیخ و بروکسل پیام فرستادند:
«عکس پسرم را با خود ببرید و به جای او فریاد بزنید: جاوید شاه.»
این همان چیزی بود که رژیم هیچگاه درک نکرد.
جمهوری اسلامی ۴۷ سال به ایرانیان گفت که شاه دستنشانده، شکنجهگر و خائن بوده است. اما پس از ۴۷ سال تبلیغات، تبلیغاتی که چوبههای دار پشتوانهٔ آن بود، جوانترین نسل ایران به داوری خود رسید: مردی که به آنان آموخته بودند از او متنفر باشند، آخرین فرمانروایی بود که ارزش خود را با آنچه به ایران بخشید میسنجید؛ با مدرسه، سد، سربلندی و جایگاهی محترم در جهان، نه با آنچه از ایران گرفت.
شعار «جاوید شاه» در سال ۲۰۲۶ از سر نوستالژی نیست؛ این شعار یک کیفرخواست میهنپرستانه است. نشانهای از اینکه ایرانیان اکنون میتوانند مقایسه کنند؛ مقایسه کردهاند و انتخاب خود را انجام دادهاند.
شاه زمانی در برابر آرامگاه کوروش وعده داد که ایران بیدار است. نیم قرن، یک انقلاب ربودهشده و رودهایی از خون لازم بود؛ اما ایران اکنون بیدار است. و به یاد دارد چه کسی به آن وفادار ماند.
روحش شاد. جاوید شاه. پاینده ایران.
منابع و مطالعات بیشتر
دربارهٔ کارنامهٔ دورهٔ پهلوی
- عباس میلانی، شاه، انتشارات پالگریو مکمیلان، ۲۰۱۱
- غلامرضا افخمی، زندگی و زمانهٔ شاه، انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، ۲۰۰۹
- جولیان بهاریه، توسعهٔ اقتصادی ایران، ۱۹۰۰ تا ۱۹۷۰، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۷۱
- دیوید مناشری، آموزش و شکلگیری ایران مدرن، انتشارات دانشگاه کرنل، ۱۹۹۲
- محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ۱۹۸۰
- محمدرضا پهلوی، به سوی تمدن بزرگ، ۱۹۷۷
- دانشنامهٔ ایرانیکا؛ مدخلهای مربوط به آموزش، دانشگاهها، انقلاب سفید و قانون حمایت خانواده
- پژوهشهای عمادالدین باقی دربارهٔ قربانیان انقلاب ۱۹۷۸ و ۱۹۷۹، بررسیشده در کتاب انقلاب تصورناپذیر در ایران نوشتهٔ چارلز کورزمن
دربارهٔ جمهوری اسلامی امروز
- سازمان حقوق بشر ایران و سازمان «با هم علیه مجازات اعدام»، هجدهمین گزارش سالانهٔ مجازات اعدام در ایران، آوریل ۲۰۲۶
- عفو بینالملل، «در اعتراضات ایران چه اتفاقی افتاد؟»، ۲۰۲۶
- دیدهبان حقوق بشر، «ایران: شواهد فزاینده از کشتارهای سراسری»، ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۶
- گزارشهای ایران اینترنشنال دربارهٔ انقلاب شیر و خورشید و اعتراضات دانشگاهی
- جروزالم پست، «جاوید شاه؛ چرا ایرانیان خواهان بازگشت پهلویها هستند؟»، ژانویهٔ ۲۰۲۶
منتشرشده از سوی بنیاد شیر و خورشید هلند (میترا)
به یاد محمدرضا شاه پهلوی، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹ تا ۲۷ ژوئیهٔ ۱۹۸۰، و به یاد همهٔ ایرانیانی که بهدلیل آرزوی آیندهای که او وعده داده بود، جان خود را از دست دادند.