از سینما رکس تا به امروز: جنایت سینما رکس، یکی از تراژدیهای خونین تاریخ معاصر ایران، نقطهای تعیینکننده در روند انقلاب اسلامی بود. این مقاله به بازخوانی این فاجعه میپردازد که گروههای مختلف در آن زمان مسئولیتش را به حکومت پهلوی نسبت دادند و نشان میدهد چگونه استفادهٔ سیاسی از کشتارهای جمعی، به الگویی تکرارشونده در تاریخ جمهوری اسلامی بدل شده است.
خدانور افکاری و بابک چراغی مرداسی
شبی که سینما به کوره مرگ بدل شد
شب ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، سینما رکس آبادان در حالی آتش گرفت که صدها نفر برای تماشای فیلم «گوزنها»، ساخته مسعود کیمیایی و غلامحسین ساعدی، در سالن نشسته بودند. نام سینما، «Rex»، در زبان لاتین به معنای «شاه» است و تاریخ این فاجعه نیز دقیقاً با سالگرد برکناری مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همزمان بود؛ دو قرینهای که از همان ابتدا، سایهای سیاسی بر این آتشسوزی هولناک انداخت. آتش حدود ساعت ۲۱:۴۵ آغاز شد و بهسرعت فضای سینما را دربرگرفت. بسیاری از تماشاگران درون سالن گرفتار شدند و ساختمان پس از ساعتها تلاش برای مهار آتش، تقریباً بهطور کامل سوخت. گزارشهای اولیه از مرگ دستکم ۳۷۷ نفر خبر میدادند. [۱] [۲]
اما اهمیت سینما رکس تنها به ابعاد فاجعه انسانی آن محدود نماند. این حادثه نمونهای از یک الگو برای جمهوری اسلامی شد که در آن مرتکب یک کشتار هولناک میشود، سپس روایتی سیاسی درباره عامل آن شکل میدهد و همان روایت را به نیرویی برای تغییر افکار عمومی و قدرت سیاسی تبدیل میکند. الگویی که بعدها در تاریخ خونین جمهوری اسلامی در فجایعی چون سرنگونی هواپیمای اوکراینی و کشتار جمعی دیماه ۱۴۰۴ (۲۵۸۴) بارها تکرار شد. [۳] [۴]
در روزهای پس از آتشسوزی، موضوعِ عاملان این حادثه به یکی از مهمترین مسائل سیاسی کشور تبدیل شد. روایتهای مختلفی درباره چگونگی وقوع آتشسوزی و مسئولیت آن مطرح شد، اما در فضای ملتهب آن روزها، روایتی که شاه را مسئول این فاجعه معرفی میکرد، بهسرعت جای خود را در افکار عمومی باز کرد و به یکی از پایههای تبلیغات انقلابی تبدیل شد.
صدها قربانی
آمار قربانیان از همان ابتدا محل اختلاف بود. روزنامههای ایران در نخستین گزارشها رقم رسمی ۳۷۷ کشته را اعلام کردند. [۱] گزارش واشنگتنپست نیز در ۲۱ اوت، بر اساس اطلاعات رسمی، همین رقم را منتشر کرد و شمار تماشاگران را حدود ۷۰۰ نفر دانست. [۲]
اما در آبادان، بسیاری از مردم رقم اعلامشده را باور نمیکردند. گزارشهای روزهای بعد از قول شاهدان، خانوادههای قربانیان و منابع محلی از شمار بالاتری سخن میگفتند. واشنگتنپست در ۲۵ اوت نوشت که بسیاری از شهروندان آبادان شمار قربانیان را بیش از ۶۰۰ نفر میدانستند، در حالی که رقم رسمی ۳۷۷ نفر اعلام شده بود. [۵]
ابعاد فاجعه بهویژه از آن جهت هولناک بود که آتش در فضایی بسته گسترش یافته بود و بسیاری از تماشاگران فرصت فرار پیدا نکردند. تصاویر اجساد سوخته و صف خانوادههایی که برای شناسایی عزیزان خود به محل حادثه آمده بودند، آبادان را در شوک فرو برد.
سینما رکس تنها یک حادثه شهری نبود؛ در یکی از مهمترین شهرهای نفتی ایران رخ داده بود، در زمانی که اعتراضات گروههای مارکیسیتی و اسلامگرا علیه حکومت پهلوی بهسرعت در حال گسترش بود. چند هفته بعد، اعتصابهای نفتی در آبادان و دیگر مراکز صنعت نفت شدت گرفت و کارگران نفت به یکی از نیروهای تعیینکننده در روند انقلاب تبدیل شدند. [۶]
چه کسی کبریت را روشن کرد؟
سالها بعد، در دادگاه ویژهای که پس از انقلاب برای رسیدگی به پرونده سینما رکس تشکیل شد، حسین تکبعلیزاده به عنوان عامل اصلی آتشزدن سینما معرفی شد.
تکبعلیزاده در جلسات دادگاه درباره چگونگی آتشزدن سینما توضیح داد که همراه فرج بذرکار، یدالله محمدپور و فلاح محمدی ابتدا قصد داشتند سینما سهیلا را آتش بزنند، اما نقشه آنها شکست خورد. سپس به سینما رکس رفتند. بر اساس روایت او، مواد آتشزا در اطراف ورودی سینما ریخته شد و خودش کبریت را روشن کرد. [۷]
تکبعلیزاده همچنین از ارتباط خود با محافل مذهبی آبادان و فعالیتهایی مانند تکثیر و توزیع اعلامیههای خمینی سخن گفت. [۷]
نام افرادی چون محمد رشیدیان، محمد کیاوش و برخی روحانیون فعال در آبادان نیز در روایتهای مربوط به آن دوره و در جریان دادگاه مطرح شد. تکبعلیزاده درباره برخی از این ارتباطات و جلسات سخن گفت، هرچند همه اتهامهای مطرحشده علیه افراد دیگر در دادگاه به یک نتیجه واحد نرسید. [۷] [۸]
نکته مهم این است که شواهد مربوط به آتشزدن سینما تنها به روایتهای سالهای بعد محدود نیست. تورج اتابکی، مورخ اجتماعی و استاد دانشگاه، در کتاب «Toiling for Oil» نیز در گاهشمار انقلاب خود مینویسد که سینما رکس توسط پیروان آیتالله خمینی به آتش کشیده شد تا کارگران و کارکنان صنعت نفت را به پیوستن به انقلاب رادیکالتر کند. [۶]
این برداشت در برخی پژوهشهای دانشگاهی دیگر نیز تکرار شده است. دانشنامه Cinema Iranica، با استناد به پژوهش عباس امانت، آتشسوزی را به اسلامگرایان افراطی نسبت میدهد و تأکید میکند که پس از حادثه، مسئولیت آن به مقامهای حکومت پهلوی نسبت داده شد و از فاجعه برای تشدید اعتراضات ضدحکومتی استفاده شد. [۹]
روایتسازی علیه پهلوی
در حالی که تحقیقات درباره عاملان واقعی آتشسوزی هنوز ادامه داشت، روایت دیگری با سرعت چشمگیری در جامعه منتشر شد مبنی بر اینکه شاه و دستگاه امنیتی او مسئول آتشسوزیاند.
تنها یک روز پس از حادثه، این روایت بر فضای سیاسی کشور غالب شد. مخالفان حکومت، آتشسوزی را اقدامی از سوی حکومت برای سرکوب و ایجاد رعب معرفی میکردند. روزنامه واشنگتنپست در ۲۲ اوت گزارش داد که حدود ۶۰۰ دانشجوی ایرانی در آمریکا در اعتراض به گزارشهای مربوط به حادثه تجمع کردند و ادعا داشتند که نیروهای امنیتی شاه سینما را به آتش کشیدهاند. [۳]
در داخل ایران نیز این روایت بهسرعت گسترش یافت. پیام خمینی در ۳۱ مرداد ۱۳۵۷، آتشسوزی را به دستگاه حاکم نسبت میداد و آن را بخشی از جنایات حکومت معرفی میکرد. [۱۰]
گروههای سیاسی مختلف مخالف شاه نیز همین روایت را تقویت کردند. در نشریات و بیانیههای جریانهای مذهبی، ملیمذهبی، چپ و حزب توده، مسئولیت فاجعه متوجه حکومت پهلوی و ساواک دانسته شد. [۱۱] نکته قابل توجه آن است که واژه «Rex» در زبان لاتین به معنای «شاه» است و آتشسوزی نیز دقیقاً در ۲۸ مرداد، یعنی سالگرد برکناری مصدق در سال 1332، رخ داد. همزمانی این دو نشانه، در کنار نقش پررنگ نیروهای سیاسیِ مخالف شاه ــ که بخشی از آنها خود را ادامهدهنده راه مصدق میدانستند ــ پرسشهایی جدی درباره انگیزههای پشت پرده این جنایت و چگونگی شکلگیری روایت سیاسی پیرامون آن ایجاد میکند.
در نتیجه، پیش از آنکه تحقیقات قضایی بتواند تصویر روشنی از عاملان آتشسوزی ارائه کند، روایت سیاسی حادثه در جامعه جا افتاده بود.
واکنش مردم آبادان نیز نشاندهنده عمق تأثیر این روایت بود. واشنگتنپست در ۲۵ اوت گزارش کرد که فضای شهر بهشدت علیه شاه تغییر کرده و بسیاری از مردم حکومت را مسئول فاجعه میدانستند. [۵]
آتش سینما، شعلههای انقلاب
سینما رکس در نقطهای حساس از تاریخ ایران به آتش کشیده شد؛ زمانی که حکومت پهلوی با موج فزایندهای از اعتراضات گروههای مارکسیستی و اسلامگرا روبهرو بود، اما هنوز آینده انقلاب قطعی به نظر نمیرسید.
آتش سینما رکس این وضعیت را تغییر داد.
فاجعه آبادان موج تازهای از تظاهرات و عزاداریها را به راه انداخت. حکومت برای کنترل اوضاع در آبادان نیرو مستقر کرد و مراسم سوگواری قربانیان نیز به اعتراضات ضدحکومتی تبدیل شد. [۱۳]
از سوی دیگر، آبادان بهعنوان قلب صنعت نفت ایران اهمیت ویژهای داشت. در هفتهها و ماههای بعد، اعتصابهای گسترده در صنعت نفت شکل گرفت و تولید نفت ایران بهشدت کاهش یافت. پژوهش تورج اتابکی درباره تاریخ اجتماعی صنعت نفت، سینما رکس را در همین زنجیره تحولات و پیش از اعتصابهای گسترده نفتی سال ۱۳۵۷ قرار میدهد. [۶]
به این ترتیب، سینما رکس تنها منجر به کشتهشدن صدها شهروند ایرانی نشد؛ بلکه روایت ساختهشده پیرامون آن، به یکی از نیروهای مؤثر در بسیج اجتماعی علیه حکومت پهلوی تبدیل شد که در رخدادهای حوالی سالهای انقلاب اسلامی و دهههای بعد از آن منجر به کشتهشدن صدها هزار ایرانی شد. در واقع، آتشی که در سینما رکس آغاز شد، در طی سالیان کل کشور ایران را به آتش کشید.
اعترافی که روایت را تغییر داد
پس از انقلاب و تسلط اسلامگرایان بر ایران، پرونده سینما رکس دوباره گشوده شد. رسیدگی قضایی ابتدا در دادسرای عمومی آبادان آغاز شد، سپس به دادسرای انقلاب منتقل شد و سرانجام در تابستان ۱۳۵۹ دادگاه ویژهای به ریاست سیدحسین موسوی تبریزی در آبادان تشکیل شد. [۷]
اما مسیر رسیدن حسین تکبعلیزاده به این دادگاه، خود بخشی مهم از ماجرا بود. او پس از آتشسوزی مدتی متواری بود و سپس دستگیر و زندانی شد. با بازشدن زندانهای آبادان در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، همزمان با پیروزی انقلاب، از زندان خارج شد. او پس از آزادی به اصفهان و سپس قم رفت و، بنا بر روایت خودش، تلاش کرد خود را به خمینی یا اطرافیان او معرفی کند و درباره نقش خود در آتشسوزی توضیح دهد، اما موفق نشد. [۷]
تکبعلیزاده سرانجام با معرفینامهای از دفتر خمینی به آبادان بازگشت، اما پیش از آنکه بتواند از آن استفاده کند، در ۶ خرداد ۱۳۵۸ دوباره دستگیر شد و تا زمان برگزاری دادگاه ویژه در بازداشت ماند. در جریان دادگاه، تکبعلیزاده مشارکت خود در آتشزدن سینما را پذیرفت و درباره نقشه آتشسوزی، سه همدست خود و ارتباطات مذهبی پیش از انقلاب توضیح داد. دادگاه در ۱۸ جلسه برگزار شد و دهها متهم در آن حضور داشتند. [۷]
در نهایت، تکبعلیزاده و پنج متهم دیگر به اعدام محکوم شدند و احکام در شهریور ۱۳۵۹ اجرا شد. [۷]
اما همین سرگذشت، پرسشهای مهمی را باقی گذاشت: چرا فردی که پیش از انقلاب به اتهام دست داشتن در آتشسوزی بازداشت شده بود، در جریان انقلاب از زندان آزاد شد؟ چرا پس از آزادی، بنا بر روایت خودش، برای معرفی خود به رهبران انقلاب تلاش کرد؟ و چرا نهایتاً بیش از یک سال بعد دوباره محاکمه و اعدام شد؟
این پرسشها، در کنار تناقضهای موجود در اظهارات او در دورههای مختلف بازجویی، به یکی از نقاط بحثبرانگیز پرونده سینما رکس تبدیل شد. در عین حال، محاکمه عوامل این جنایت که یکی از مهمترین عوامل رادیکال شدن اعتراضات و تغییر رژیم بود، چند سال بعد از تسلط اسلامگرایان رخ داد، زمانی که برای آشکار شدن حقیقت خیلی دیر بود.
الگوی جنایتی که بارها تکرار شد
ماجرای سینما رکس فقط به یک آتشسوزی هولناک محدود نماند؛ نحوه روایت آن نیز به بخشی از تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد. عوامل جمهوری اسلامی آموختند که میتوانند مرتکب فجیعترین جنایات شوند و در بحبوحه احساسات عمومی پیرامون آن، با انکار و بازی رسانهای از پاسخگویی و محاکمه بگریزند.
سالها بعد، در پروندههایی مانند سرنگونی پرواز PS752، بار دیگر جمهوری اسلامی دست به انکار و روایتسازی زد. در روزهای نخست، مقامهای جمهوری اسلامی علت سقوط را نقص فنی اعلام کردند و گزارشهای مربوط به احتمال اصابت موشک را رد کردند و «جنگ روانی» خواندند. [۴] در این فاجعه، تمامی ۱۷۶ سرنشین هواپیما، از جمله شهروندان ایران، اوکراین، کانادا و سوئد، کشته شدند. سرانجام، بررسی رسمی دولت کانادا اعلام کرد که اپراتور پدافند سپاه دو موشک به سوی هواپیما شلیک کرده و آن را ساقط کرده است؛ کانادا این شلیک را از سوی اپراتور «عمدی» دانست، هرچند در بررسی خود شواهدی مبنی بر اینکه سرنگونی هواپیما از پیش برنامهریزی شده یا به دستور مقامهای ارشد جمهوری اسلامی انجام شده باشد، پیدا نکرد که همین مورد محاکمه دادگاههای بینالمللی را دشوار کرد. [۴] یک روز پس از انتشار این واقعیت، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مسئولیت شلیک را پذیرفتند و آن را «خطای انسانی» اعلام کردند. [۴]
این الگو در کشتار جمعی دیماه ۱۴۰۴ نیز بار دیگر دیده شد؛ سرکوبی که به کشتهشدن دهها هزار نفر انجامید. [۱۴] مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله عباس عراقچی، اعتراضات و بخش عمدهای از کشتار را به عوامل مسلح، اسرائیل، آمریکا و نیروهای خارجی نسبت دادند. عراقچی در مصاحبه با شبکه ABC News گفت اعتراضات از ۲۸ دسامبر تا ۷ ژانویه مسالمتآمیز بوده و از ۸ تا ۱۰ ژانویه، به ادعای او، به یک «عملیات تروریستی» تبدیل شد. او همچنین مدعی شد دستورهای کشتار از اسرائیل صادر شده و هدف آن افزایش شمار قربانیان و کشاندن آمریکا به بحران بوده است. [۱۵] او در نشست خبری دیگری نیز اعتراضات را «جنگ تروریستی» خواند و از وجود شواهدی درباره دخالت آمریکا و اسرائیل سخن گفت. [۱۶]
در واقع همان الگویی که جمهوری اسلامی را به قدرت رساند، بعدها در سرنگونی هواپیمای اوکراینی و کشتار جمعی دیماه تکرار شد: ابتدا کشتار، سپس انکار، و در نهایت تلاش برای در دست گرفتن روایت و نسبت دادن مسئولیت به دیگری. محتمل است که همین تاکتیک در فاجعه متروپل و نفتکش سانچی نیز به کار رفته باشد، هرچند انگیزه و نقش دقیق حکومت در این دو پرونده همچنان مشخص نیست.
سینما رکس، از این منظر، تنها یادگار یک شب خونین در آبادان نیست؛ نمونهای تاریخی از قدرت روایت در سیاست جمهوری اسلامی است—روایتی که توانست یک جنایت را به سوختی برای انقلاب و تسلط بر ایران تبدیل کند.
منابع
[۱] روزنامه اطلاعات، ۲۹ مرداد ۱۳۵۷، گزارش اولیه فاجعه سینما رکس
دیدن منبع
[۲] The Washington Post, “Terrorists Kill 377 by Burning Theater in Iran,” 21 August 1978
https://www.washingtonpost.com/archive/politics/1978/08/21/terrorists-kill-377-by-burning-theater-in-iran/2eb80ec8-123b-4d73-b351-870bc2a41f3f/
[۳] The Washington Post, “Protesters Say Iran Fire Started by Shah’s Police,” 22 August 1978
https://www.washingtonpost.com/archive/politics/1978/08/22/protesters-say-iran-fire-started-by-shahs-police/ab4d7601-d417-4636-9f42-b48a4f409722/
[۴] Government of Canada, “Factual analysis of the downing of Ukraine International Airlines Flight PS752”
https://international.canada.ca/en/global-affairs/corporate/reports/flight-ps752/factual-analysis
[۵] The Washington Post, “Abadan Mood Turns Sharply Against Shah,” 25 August 1978
https://www.washingtonpost.com/archive/politics/1978/08/26/abadan-mood-turns-sharply-against-shah/9c237b3a-6f88-4a91-89fe-751afddb1f2b/
[۶] Touraj Atabaki, *Toiling for Oil: A Social History of Petroleum in Iran***, Cambridge University Press**
[https://www.cambridge.org/core/books/toiling-for-oil/845D5E39FECD032C9E45F75C308F8400]
(https://www.cambridge.org/core/books/toiling-for-oil/845D5E39FECD032C9E45F75C308F8400)
[۷] مجید احمدیان، فاجعه سینما رکس؛ آتش انقلاب اسلامی — متن و بازنشر اسناد و جلسات دادگاه
https://ali-tehrani.com/cinemarexabadan/assets/cinema_rex_aabadan_persian.pdf
[۸] آرشیو اسناد و گزارشهای دادگاه ویژه سینما رکس آبادان
دیدن منبع
[۹] Saeed Talajooy, Cinema Iranica, “Bahram Beyzaie’s Dramatic and Cinematic Oeuvre”
https://cinema.iranicaonline.org/article/bahram-bayzais-dramatic-and-cinematic-oeuvre/
[۱۰] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پیام به اهالی آبادان درباره آتشسوزی سینما رکس، ۳۱ مرداد ۱۳۵۷
دیدن منبع
[۱۱] نشریه «نوید»، وابسته به حزب توده ایران، شماره فوقالعاده ۳۹، ۳۰ مرداد ۱۳۵۷
https://www.iran-archive.com/sites/default/files/sanad/hezbe_toode-navid-39.pdf
[۱۳] The Washington Post, “Iran Troops, Tanks at Site of Fatal Fire,” 24 August 1978
https://www.washingtonpost.com/archive/politics/1978/08/24/iran-troops-tanks-at-site-of-fatal-fire/467fd56a-d418-4b84-a16f-51c01caf8335/
[۱۴] International Centre for Human Rights, “Latest Human Rights Report: 43,000 Killed in the Crackdown on Protests in Iran,” 20 January 2026
https://humanrightsintl.com/2026/01/20/latest-human-rights-report-43000-killed-in-the-crackdown-on-protests-in-iran-for-immediate-release/
[۱۵] ABC News, “‘This Week’ Transcript 3-1-26: Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi,” 1 March 2026
https://www-cdn.abcnews.com/Politics/week-transcript-3-1-26-iranian-foreign-minister/story?id=130640476
[۱۶] Anadolu Agency, “Iran’s foreign minister calls ongoing protests ‘terrorist war’,” 12 January 2026
https://www.aa.com.tr/en/middle-east/iran-s-foreign-minister-calls-ongoing-protests-terrorist-war-/3796772